سخن گفتن ازنهج‌البلاغه وبرتری آن،پس ازقرآن وسخنان پیامبر(صلّی الله علیه و آله)بر سایر گفته‌ها واندیشه‌ها،موضوعی است كه هیچ اهل علم وادب واندیشه ای خود را نیازمند به بحث پیرامون آن نمی‌بیند.كلمات امیرالمؤمنین ـعلیه السّلام ـازآغاز با دوامتیاز همراه بوده وهمواره بااین دوامتیازشناخته می‌شده است:یكی فصاحت وبلاغت، ودیگری چند جانبه بودن وبه اصطلاح امروز چندبعدی بودن آن است.هر یك از این دوامتیاز بتنهایی كافیست كه به كلمات علی-علیه السّلام ـارزش فراوان بدهددرعین حال که كمال فصاحت وبلاغت رادرهمه آنها حفظ كرده وبه برترین جایگاه بلاغت دست یافته است. لذادر باره‌اش گفته‌اندکه: «فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق است.نهج‌البلاغه اثری است به درخشندگی آفتاب، به لطافت گل، به قاطعیت صاعقه، به غرش طوفان و بر ق، به تحرك امواج،و به بلندی ستارگان دور دست بر اوج آسمان‌ها! نهج‌البلاغه درختی است بی‌خزان كه بر شاخسار آن هرگونه میوه‌ای در هر وقت و زمان وجود دارد.نهج‌البلاغه دارویی است موثر برای تلطیف روح انسان‌ها و مبارزه با خشونت‌هاومرهمی است بر دردهای جانكاه بشریت.. نهج‌البلاغه كتابیست كه برخلاف سایر كتب روایی وحدیثی،پای ازدایره معتقدان به تشیع و بلكه دین اسلام،فراتر نهاده و بسیاری ازدانشمندان سایر ادیان ومكاتب رابه خودجذب کرده است.(1)دكترطه حسین مصری فقط وحی وكلام خدارابالاترازسخن حضرت قرار میدهدو بقول ابن ابی الحدید معتزلی سزاوار است که تمام سخن شناسان عرب در برابر كلمات امام ـ علیه السلام ـ به سجده بیفتند.    به تعبير استاد فرزانه مرحوم شهيد مطهري:از امتيازات برجستة سخنان اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ كه به نام "نهج البلاغه" امروز در دست ماست ـ اين است كه محدود به زمينة وزمانه خاصي نيست.علي-عليه السّلام-به تعبير خودشان ـ تنها در يك ميدان نتاخته وبلکه در ميدانهاي گوناگون تكاور بيان را به جولان در آورده است.نهج البلاغه شاهكار است امّا نه تنهادريك زمينه،مثلاً موعظه يا حماسه،يا فرضاًعشق و غزل، يا مدح و هجا و غيره،بلكه درزمينههاي گوناگون علي(ع) سخن رابراي خود سخن و اظهار سخنوري ايراد نكرده است،سخن براي اووسيله بوده نه هدف؛او نميخواسته است به اينوسيله يك اثرهنري و يك شاهكار ادبي ازخود باقي بگذارد.بالاتر اينكه سخنش كليّت داردومحدود بزمان ومكان وافرادمعيني نيست، مخاطب او انسان است و به همين جهت نه مرز ميشناسد و نه زمان

" (2)  پی نوشتها:1-[ر.ك:مهریزی،مهدی؛آشنایی بامتون حدیث ونهج البلاغه؛مركز جهانی علوم اسلامی،قم1377ص171 ] 2-(سيري در نهج البلاغه، ص 31 )